«بسم رب الشهدا»
رهبر دل مظلومان جهان، حضرت امام خمینی(ره):
خط سرخ شهادت، خط آل محمد(ص) و علی(ع) است.
تاریخچۀ
جنگ (کاغذ کاهی اول)
رخ
دادهای حماسی انقلاب اسلامی "بیست و هفتم خرداد تا پنجم تیر"

- عملیات نامنظم فتح شش، در
منطقه شمال اربیل عراق.
( بیست و هفتم خرداد/ سال شصت و شش هجری شمسی)
- عملیات نصر سه، در
منطقۀ زبیدات در جنوب دهلران.
( بیست و هفتم خرداد/ سال شصت و شش هجری شمسی)
- سخنرانی حاج احمد
متوسلیان، خطاب به قوای اعزامی
"محمد رسول الله(ص)"، در پادگان زبدانی سوریه.
(بیست
و هشتم خرداد/ سال شصت و یک هجری شمسی)
- مانور
مسلحانه نیروهای اعزامی جمهوری اسلامی ایران
"قوای محمد رسول الله" در
خیابان های دمشق «سوریه».
(بیست و نهم خرداد/ سال شصت و یک هجری شمسی)
- لغو عملیات قوای محمد
رسول الله(ص)، در جبهه بقاع.
(بیست و نهم خرداد/ سال شصت و یک هجری شمسی)
- صدور رای مجلس شورای
اسلامی به عدم کفایت بنی صدر.
(سی و یکم خرداد/ سال شصت هجری شمسی)
- شهادت دکتر مصطفی
چمران در جبهه دهلاویه.
(سی و یکم خرداد/ سال شصت هجری شمسی)
- عملیات نصر چهار، در
استان سلیمانیه عراق.
(سی و یکم خرداد/ سال شصت و شش هجری شمسی)
- عزل بنی صدر از ریاست
جمهوری ایران.
(یکم تیر/ سال شصت هجری شمسی)
- بازگشت حاج احمد
متوسلیان از سوریه به ایران و ملاقات او،
با حضرت امام خمینی(ره).
(سوم تیر/ سال
شصت و یک هجری شمسی)
- عملیات نصر پنج در
جنوب غربی سردشت، در منطقۀ
مرزی شمال عراق.
(سوم تیر/ سال شصت و شش هجری شمسی)
- بمباران سراسری کشور
لبنان توسط رژیم اشغالگر قدس.
(چهارم تیر/ سال شصت و یک هجری شمسی)
- عملیات قدس دو، در
منطقۀ هورالهویزه عراق.
(چهارم تیر/ سال شصت و چهار هجری شمسی)
- عملیات ظفر دو، در
منطقۀ پنجوین عراق.
(پنجم تیر/ سال شصت و چهار هجری شمسی)
- عملیات فتح هفت، در
منطقۀ عملیاتی حلبچه.
(پنجم تیر/ سال شصت و شش هجری شمسی)

بخش تاریخچۀ جنگ، هر هفته در قالب بخشی از یک پست،
رخدادهای
حماسی انقلاب اسلامی را به اطلاع مخاطبین
"هنرجنگ" می رساند.
حسین، خونین بدن، خدا ... (کاغذ کاهی دوم)

حسین، آر.پی. جی را مسلح می کند.
از خاکریز بالا می رود.
آیه "و مارمیت اذ رمیت..." را نجوا می کند. تانک
در مگسک قرار می گیرد.
چشم چپ حسین، بسته می شود. نگاه چشم راست، به سیاهی دهانه
لوله تانک خیره است. احساس خاصی دارد. مکثی می کند، تا خوب نشانه
گیری کند. دور از
انتظار نیست که جنبش لبانش، از تشهد باشد!
می خواهد شلیک کند. انگشت سبابه را روی
ماشه می برد. دهانش
به الله اکبر باز شد، که گلوله مستقیم تانک بر سینه خاکریز می
نشیند...!
گلوله روی آر. پی. جی است و قبضه در دست حسین، خون چهره اش
را پوشانده
است. چشمانش آرام آرام، بسته شدند.
فرمانده گردان سلمان فارسیِ تیپ
محمد رسول الله(ص)، سردار شهید
حسین قُجه ای، دقایقی پیش از شهادت به حاج احمد
متوسلیان،
گفته بود:
"حاجی ما مردانه وارد جنگ شده
ایم و مثل امام حسین(ع)،
با بدنی خونین، خدا را ملاقات خواهیم کرد.
خداحافظ ..."
به نقل از کتاب، پرواز پروانه ها
آخرین یادداشت عزیز دهلاویه (کاغذ کاهی سوم)

یادداشت آخرین، از عزیز دهلاویه
"شهید دکتر مصطفی چمران"
«خدایا! تو مرا با زجر و شکنجه ی
همه ی محرومان و مظلومان تاریخ
آشنا کردی. خدایا! همه چیز بر من ارزانی داشتی و بر
همه اش شکر
کردم. جسمی سالم و زیبا دادی! پایی قوی و تند و چالاک عطا کردی،
بازوانی توانا و پنجه ای هنرمند بخشیدی! فکری عمیق دادی و از
موهبت های علمی به
اعلا درجه برخوردارم کردی.
خدایا! تو را شکر می کنم که مرا بی نیاز کردی تا از هیچ
کس و هیچ چیز
انتظاری نداشته باشم. ای حیات، با تو وداع می کنم. ای پاهای من!
می
دانم که شما چابک هستید. می دانم فداکارید. اکنون می خواهم
که در این لحظات آخر،
آبروی مرا حفظ کنید. ای پاهای من! سریع و توانا
باشید. ای دست های من! قوی و دقیق
باشید. ای چشمان من! تیزبین
و هوشیار باشید. ای قلب من! این لحظات آخرین را تحمل
کن. به شما
قول می دهم که پس از چند لحظه، همۀ شما در استراحتی عمیق
و ابدی
آرامش بیابید. من دیگر شما را رنج نخواهم داد. دیگر به شما
بی خوابی نخواهم داد و
شما از خستگی فریاد نخواهید کرد...»

آخرین یادداشت شهید دکتر مصطفی چمران،
دهلاویه، لحظاتی قبل از شهادت.
علمدار بیت المقدس (کاغذ کاهی چهارم)
«علمدار بیت المقدس»
بیا جبهه ها را تبسم
کنیم
دل خویش را نذر مردم
کنیم
شبی با شهیدان به
"مجنون" رویم
ز دروازۀ عقل، بیرون
رویم
به میدان مین، یکه تازی
کنیم
شبی با خدا، عشق بازی
کنیم
بخوانیم از خم و خون و
خطر
بگوییم از شاهدان ظفر
از آن مِی پرستانِ آتش
گزین
ز اسطورۀ تقوا، مردان
سنگرنشین
بجنگیم، همدوش مردان
مرد
کنار "بروجردی"
اهل درد
بیا! وارث خشم
"حیدر" شویم
شبی شاهد، فتح
"خیبر" شویم
بیا! سوی داغ "شهیدان"
رویم
به قاف رشادت،
"مریوان" رویم
همان سو، که توفانی از
آتش است
ولی عشق، هرگز ندارد
شکست
بیا زائر روح اقدس شویم
علمدار "بیت
المقدس" شویم
سروده ای حماسی، تقدیم به شعور سرخ تان
ای خائن خیانت پیشه! (کاغذ کاهی پنجم)

مخالفت های برنامه ریزی شدۀ بنی
صدر،
سقوط خرمشهر را به ارمغان آورد.
اگر مخالفت و سنگ اندازی بنی صدر و
دار و دسته اش نبود با همان
تجهیزات "لشکر نود و دو زرهی اهواز" می
توانستیم از اشغال خرمشهر
جلوگیری کنیم. سردار جعفری در مورد حضور خود در زمان
مقاومت
خرمشهر، می گوید:
من در آن زمان در سپاه کردستان در
منطقه سردشت بودم. البته ما پیش
بینی جنگ را تا حد زیادی می کردیم، مثلا میمک،
ارتفاعات مهران و
مندلی قبل از "سی و یکم شهریور" اشغال شد. لذا جنگ برای
ما با توجه
به این درگیریهای مرزی مشهود بود."
وی در مورد حمله دشمن به خرمشهر
گفت: دشمن "نوزدهم مهر" از
کارون عبور کرد، "بیست و سوم
مهر" جاده ماهشهر را گرفت و در همان
اوضاع شهید تندگویان اسیر شد. از طرف
دیگر دشمن آماده ورود به
شهر آبادان بود. دشمن "آبان ماه" روی بهمن شیر
پل زد و وارد
نخلستانهای جنوبی شد که آن نخلستان ها به منطقه ذوالفقاریه در
شرق آبادان منتهی می
شد."
سپاه خرمشهر با اینکه امکانات خاصی
نداشت اما بسیار توانمد
و پر قدرت ظاهر شد.
جالب است بدانید؛ این شکست آنقدر
برای صدام عصبانی کننده بود که
"عبدالعزیز حدیثی" فرمانده تیپ بیست و شش
زرهی اش را به
پانزده سال زندان محکوم کرد.
اگر بنی صدر، از ارسال تجهیزات و
نیرو به جبهه های غرب و جنوب
جلوگیری نمی کرد و ذاقه های مهمات را بر روی رزمندگان
نمی بست،
مطمئنا نه خرمشهر سقوط می کرد و نه ...!
و حتی می توان گفت؛ اگر مخالفت و سنگ اندازی
های بنی صدر و
دار و دسته اش نبود، با همان تجهیزات "لشکر نود و دو زرهی
اهواز"
می توانستیم از اشغال خرمشهر جلوگیری کنیم.
ای خائن خیانت پیشه بی ریشه، ای بنی صدر رانده شده! چطور دلت آمد
قلب امام امت، حضرت خمینی کبیر(ره) را به درد آوری
و خاطرش را آزرده کنی؟؟؟
این پست حماسی هدیه به محضر، یگانه امامی که، خود روزگاری
حماسه ساز بود، تقدیم به امام منصور، مولای شکسته دلان بسیجی
حضرت آیت الله سید علی خامنه ای (حفظه الله تعالی)
یا حق که بی شک مولا علی ست.